تبليغاتX
چـــــــشـــمان خیــــــــــس مــــــن

سلام دوستای گلم خوبین؟؟؟

دلم واستون تنگولیده بود............

وبم بدجوری خاک گرفته..........

بعد از کلی وقت می خوام دوباره تولد بگیرم تو وبم.....البته این آپ مال ۲۵ بهمنه ولی چون من نمی تونم

اون روز بیام نت الان آپ می کنم....

۲۵/۱۱/۶۵ یه گلناز به دنیا اومد که اسمشو گذاشتن احسان........خدا اونو فرستاد که یه داداش خوب

باشه واسه شکی........بیشتر از ۲ ساله که داره آبجی شکیلا رو تحمل می کنه.....خودم می دونم غیر

قابل تحملم ولی خب دیگه...

خدا جووووووووون ممنونم که موجودی به این خوبی آفریدی

دوست دارم داداشی

اینم یه کیک خوشمل

 

اینا رو هم آوردم واست برقصن منتظرن بهشون اجازه بدی......

یکم خجالتین

این یه کادوی خوشمل

 

اینم داداشی با کادوهاش

امشب شب ما غرق گل و شادي و شوره

از جشن ستاره آسمون يه پارچه نوره


امشب خونمون پر از طنين دلنوازه

تو خونه پر از نواي دلنشين سازه

عزيزم هديه ي من برات يه دنيا عشقه

زندگيم با بودنت درست مثله بهشته


تو خونه سبد سبد گلهاي سرخ وميخک

عزيزم دوستت دارم تولدت مبارک

تولدت مبارک....امیدوارم به همه ی آرزو هات برسی

بای تا بعد از تعطیلات

راااااااااااستی ولنتاین هم پیش پیش مبارک

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا |


شعرایی که من می نویسم مخاطب خاصی نداره......

قبلا هم نداشته و هیچ وقت هم نخواهد داشت....من هرچیزی دوست داشته باشم می نویسم

در ضمن بهتره درباره ی وبلاگ رو بخونید تا جواب سوالتون رو بگیرید......مخصوصا دوست گلی که فک

کرده آپ قبلی به اون مربوط میشه

بای

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا


سلام به همه ی دوستای گلم......خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بلاخره  من اومدم آپ کنم

دلم خیلی واستون تنگ شده بود

تفلد وبم هم که خیلی ازش گذشته

خب!!!!!!!!!!!!!!!ولش

اونی که می خواستم عهدشو شکست و

به پای عشق جدید نشست و

چش روی آرزوم همیشه بست و

پشت مه پنجرمون رها شد

 

اونی که می خواستم مث اشک چکید و

تو طول راه یهویکی رو دید و

صدای از ما بهترو شنید و

به خاطر هیچی ازم جدا شد

 

اونی که می خواستم دل ما رو برد و

تو راه که می رفت به یکی سپرد و

تو خاطرش خاطره ما مرد و

یکی دیگه تو رویاهاش خدا شد

 

اونی که می خواستم دل ازم برید و

بین گلا یه گل تازه چید و

به اونی که دلش می خواس رسید و

مثل تموم مردا بی وفا شد

 

اونی که می خواستم زود ازم گذشت و

یه روزی رفت و دیگه برنگشت و

منکر مجنون شد و کوه و دشت و

منکر عشق بودن با ما شد

 

اونی که می خواستم زیر قولش زد و

با یکی دیگه پیش من اومدو

به خاطر اون به ما گفتش بد و

عزیزتر از دیروز و حالا شد

 

اونی که می خواستم شدش از ما سرد و

پیغام دادش که دیگه برنگردو

بد بودن ما رو بهونه کرد و

غیبش زد و یک دفه کیمیا شد

 

اونی که می خواستم ما رو بد شناخت و

هستی شو پیش یکی دیگه باخت و

قصر من و با یکی دیگه ساخت و

شکر خدا باز ولی پادشا شد

 

اونی که می خواستم من و داد به باد و

رفت پیش اون کس که دلش می خواد و

زد زیر عشقش که یادش نیاد و

اسم منم جز آدم بدا شد

 

اونی که می خواستم من و زد کنارو

خرونشو یه جوری کرد بهارو

قایم شدش تو یه عالم غبارو

تقدیر ما مثل موهاش سیاه شد

 مریم حیدرزاده

بووووووووووووووووس بای

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا |


سلام دوستای گلم خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟

اومدم بگم من تا بعد از امتحانام نمیام نت

بوس همگی بای

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا


سلام دوستای گلم این شعو خوشمل رو نیلوفرم واسم گذاشته بود نمی دونم شاعرش کیه امیدوارم خوشتون بیاد

 

هنوزم بی کسی هامو رو دوشم میکشم هر شب

هنوزم بوسه هاتو من میارم خاطره این لب

صدای پاتو من بازم شنیدم رد شدی از من

ندیدی قلبه تنهامو که سنگی شد درونه تن

میذارم رو حسابه دل تمومه بی کسی هامو

چه سخت از تو بریدم دل همون روزی که رفتی تو

هزارون ساله که رفتی از این جشنه پر از ماتم

بیا روزی سر قبرم که من هم زیره این خاکم

تمومه حس خوشبختی میونه بی کسی ها مرد

بگو دستای تنهاتو کی از دستای سردم برد

شبی خونی زدی بر دل بر این تنهای آواره

قبیله مردن از این غم تو گفتی این یه آغازه

هنوزم تا سحرگاهی میگم از داغه این ماتم

هنوزم تا هنوزه من ببین محتاجه دستاتم

قسم بر آن می نابی که دادم از شرابه عشق

تو را تنها در این دنیا فقط قلبه منه لایق

تو رو میسپارمت هر شب به دست قادره تنها

خدا حافظ عزیزه من که تو تنها شدی تنها

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا |


 

تا قیامت

 
من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
 من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
 تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و وکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
 من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
 تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم  که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا |


هرگز از بی کسی خویش مرنج

هرگز از دوری این راه مگوی

و از این تنهایی

و از این فاصله ها که میان من و تو روییدست

بگذار؛

       تا که پروانه تنهایی از قفس آزاد شود و برود

       بال خود را بسپارد به نسیم

      قاطی باد شود...

بگذار؛

       کفتر خوشبختی، روی بام نفست بنشیند

       و اگرچه دلت آنجا تنگ است،

نگذار؛

       رنگ غم بر قفست بنشیند...

هر زمانی که دلت تنگ منست،

بهترین شعر مرا قاب کن

                         پشت درگاهت بگذار

تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد

و بداند که دل من با توست،

                         در همین یک قدمی...

+ اينا با قطره هاي اشك من نوشته شده.كوچيك شماشكيلا |